دختر کوچولو ۲

من از سرکان و از پيش دختر کوچولو برمی‌گردم...

دختر کوچولوی غمگين و تنها با يه سبد پلاستيکی پر از غم و غصه‌های غبار گرفته...، دل کوچيکشو زنگار گرفته بود... برام از غم و غصه‌هاش گفت.... اونقد گفت و گفت تا اينکه سبک شد....

رفتم زير آسمون پرستاره

                                            به اميد اينکه ستاره‌ای آسمون رو دونه دونه بشمرم

اما دل آسمون هم مثل دل من گرفته و ابری بود

دخترک غمگين و تنها پشت پنجره‌ای که از شدت سرما بخار گرفته بود نشسته بود... انتظار رو می‌شد از چشمای مهربونش خوند....خودش هم به خوبی می‌دونست که انتظاری بس عبث و بيهوده است... با اينکه بچه بود، اما دنيای آدم بزرگ‌ها رو خوب می‌شناخت... می‌دونست که اگر آدم بزرگ‌ها دچار روزمرگی‌های زندگی بشن... يعنی مرگ تدريجی.... خوب می‌دونست که اين يعنی مرگ تدريجی احساس و عشق و عاطفه... هرچند دلش نمی‌خواست اين اتفاق بيفته....

 دختر کوچولو برام از مرگ شاپرک‌ها گفت.... از مرگ....از....

دختر کوچولو رو در حالی ترک کردم که روی پله‌ها نشسته بود و انتظار باباييشو می‌کشيد...  

اما اين انتظار با بقيه انتظارها فرق داشت... اون حالا می‌دونست که بابايي، تنها دخترشو بيشراز هر کس و هرچيزی در اين دنيا دوست داره و البته که بابايی هم برای او عزيزترينه... اون حالا می‌دونست که بابا همه تلاششو برای خوشحالی و خوشبختی اون می‌کنه و اگر کمی تنهاش گذاشته به دليل اين نبوده که دخترشو دوست نداره يا به فکرش نيست... حالا ديگه غم و غصه‌هاش تموم شده بودن... حالا ديگه دلش صاف و صيقلی و بدون زنگار بود... 03.gif

خوب اينجا بود که ياد يکی از نوشته‌هام افتادم که ۲۰/۵/۸۲ ساعت ۱ بعداز ظهر نوشتم:

زندگی واقعی يعنی چی؟

زندگی يعنی از لحظه‌ها و از زمان حال لذت بردن

زندگی يعنی از کنار هم بودن لذت بردن/ زندگی يعنی با عشق زيستن/زندگی يعنی...

زندگی يعنی هرچه زيباتر ساختن روابط، لحظه‌ها، ثانيه‌ها، ساعت‌‌ها، روزها، ماه‌ها، سال‌ها و ....

زندگی يعنی تلاش برای زيستن همراه با عشق/ زندگی يعنی درکنارهم بودن/ زندگی يعنی نرنجيدن/ زندگی يعنی شناخت، يعنی دوست داشتن/ زندگی يعنی سپاسگزار بودن/ زندگی يعنی اطمينان به عزيزان عزيزتر از خود/ زندگی يعنی در آغوش گرفتن/ زندگی يعنی بوسيدن/ زندگی يعنی بوئيدن يک گل سرخ/ زندگی يعنی هديه دادن بهترين‌ها/ زندگی يعنی وفا و صداقت/ يعنی صفا و کرامت/ زندگی يعنی دوستی، مهر، محبت/ زندگی يعنی لحظه‌شماری کردن/ زندگی يعنی لحظه ديدار/ زندگی يعنی زيستن به اميد ديدار/ زندگی يعنی دلتنگ عشق بودن/ زندگی يعنی پر از مهر و صفا و صداقت بودن/ زندگی يعنی انتظار/ زندگی ينی در آغوش کشيدن مادر/ زندگی يعنی بوسيدن خواهر/ زندگی يعنی خواستن/ زندگی يعنی توانستن/ زندگی يعنی سرخوش بودن/ زندگی يعنی رضايت/ زندگی يعنی زيستن/ زندگی يعنی انتخاب/ زندگی يعنی به روش خود زيستن/ زندگی يعنی آموختن/ زندگی يعنی ياد دادن/ زندگی يعنی...

خوب می‌بينيم که چه مفاهيم ساده‌ای مفهوم يه زندگی رو می‌سازند... بسياری از حقايقی که هميشه در کنار ما هستند، اما به راحتی آب خوردن چشمامونو به روشون می‌بنديم.. اونقدر بهشون عادت کرديم که ديگه نمی‌بينيمشون...

زندگی يعنی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون...

/ 41 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسات

و عليکم السلام.زندگی يعنی تلاش برای زيستن همراه با عشق

زوربا

هر چی میگم که یه چیز جواب میدی..اما قبلا یادمه قرار بود ادرس گذر لوطی سارا رو بهم بدی...یادته؟

sepideh

سلام.کم پيدا شدی!!!!داستان قشنگی بود.تفلکی دختر کوچولو.....

akbar

بين خودمون باشه...من فکر کردم دختر کوچولو قصه نيست و راس راستی اتفاق افتاده‌ ! وقتی ديدم پرسيدی که از داستان خوشم اومده يا نه به خودم گفتم داستان ؟! کدوم ؟!! قشنگه.حداقل من اينطور فکر ميکنم.

بی نام بی پايان

سلام ممنون که سر زدی راستی خيلی بده آدم تنبل باشه نه ....................... که يک قرن يک بار آيديت کنه مثل شما و پاسات و بقيه از من ياد بگيرين که يک روز در ميان آيديت می کنم من قوربونت فعلا......... راستی آيديت هم کردم يادم رفت بگم يه سر بزن ممنون ميشم بای..................

سعدي

سلام سارا خانوم . وبلاگ قشنگی داری بهت تبريک ميگم . مث اينکه ما رو کلاٌ از ياد برديد . بابا حداقل يه سری به ما بزنيد

سها

زندگی يعنی پر از تمام خاليها بودن....يعنی همه چيز بودن هيچ چيز...يعنی پيدا بودن تمام گمشده ها...يعنی معنای همه آنچه بی معناست....يعنی يه دل که دل نيست.....

Shohreh

سلام:نوشته هاتو خوندم/هوسم مياد از ديدی که به زندگی داری/منم مثا تو زندگی رو قشنگ ميبينم/هرچند که اکثر مواقع اينطور نيست/ولی به نظر من ۷۵٪ اين خد ما هستيم که زندگی و لحظان اون رو ميسازيم و بقيش هم سرنوشت ...!؟؟

Shohreh

هه هه!!ببخشيد از غلطهايی که داشتمو(خوشم-مثل-خود-لحظات):-)