فریاد

می خواهم بنویسم

می خواهم فریاد برآورم

می خواهم تمامی آنچه را در دل دارم بیرون بریزم ...

اما گویی قفلی بر دهان و شکافی در دل و گره ای در ذهن دارم

سکوتی سنگین حکفرماست

نمی توانم

نمی توانم

نمی توانم ...

باری ...

اما ...

روزی سکوت را خواهم شکست

و بر زبان جاری خواهم ساخت

آنچه را باید ...

/ 6 نظر / 4 بازدید
جواد

سلام دوست عزیز[گل] یه آپ جدید گذاشتم منتظر حضور گرمت هستم موفق باشی [گل]

تاریخ شفاهی اسبق

نظرتو معنیشو موجه نشدم ، نظر خصوصی بفرست واضح بگو لطفا . البته خودمم نظر خصوصی دادم .

مهیار

به روز نکردی خانوم؟

کاسپین چوال ارت

شیر بیشه اندیشه ها چش شده؟! جان پرور است قصه ارباب معرفت رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

کانسپ چوال ارت

می خواهم بنویسم می خواهم فریاد برآورم می خواهم تمامی آنچه را در دل دارم بیرون بریزم ... زود باش تا دیر نشده تو این دنیای وانفسا..............