تفاوت

متن زیر بخشی از ایمیلی است که دریافت کرده ام و چون حرف دل خودم هم هست براتون اینجا می گذارم:

با دخترک توی هواپیما آشنا شده ام. جوان و ظریف و زیباست. شلوار جین و بلوز ساده ای به تن دارد و موههای طلایی اش را پشت سر بسته و از سفرش می گوید. زیر پوستش شادی و شوری است که مرا هم درگیر می کند. میخواهد با کوله پشتی بخش هایی از اروپا را بگردد و بعد برگردد و کالج را شروع کند. با اعتماد به نفس و شوق حرف می زند. سرم را به پشتی صندلی تکیه می دهم و لبخند بر لب نگاهش می کنم و به این فکر می کنم که این دخترک باریک، مصمم و مستقل چقدر فرق دارد با دختران سرزمین من؛ با آنهمه ترس های گوناگون، قید و بند، دماغ های عمل کرده و ابروهای تتو شده و زیبایی تصنعی و ترسناک. به صورت پاک و بدون آرایش دخترک نگاه می کنم. یاد تهمینه می افتم که افتخار میکرد که شوهرش تا به حال صورتش را بدون ارایش کامل ندیده است. نگاهم بر می گردد به دخترک نوزده ساله ی روبه رویم و با نوزده سالگی خودم مقایسه اش می کنم. به این فکر می کنم که درنوزده سالگی همه ی آرزویم رفتن سفری بود تا شمال، سفری که هرگز نرفتم برای آنکه پدرم می ترسید که پاسدارها توی جاده دستگیرمان کنند. من و زنان سرزمین من چطور می توانستیم به گشتن، دیدن، آموختن، تجربه کردن دنیا بیاندیشیم وقتی دور ما حلقه ای از جنس محدودیت و جهل مدام تنگ تر و تنگ تر می شود. آیا این دختر نوزده ساله می تواند درک کند آنچه را که بر سر دختران هم سن و سالش در ایران می آید؟ که در سرزمین ما این روزها، نیمی از جمعیت برای خروج از کشور، مسافرت کردن، زندگی کردن ونفس کشیدن نیاز به قیم دارد؟ از آن زنان آفتاب ندیده که تا سر کوچه هم بدون اذن قیمی نرفته اند چگونه مادرانی، چگونه همسرانی، چگونه انسانهایی ساخته خواهد شد که پاسخگوی نیاز های انسان این قرن باشد؟ راستی چرا ما با سرعت نور در زمان به سمت عقب حرکت می کنیم؟ شاید باید این را هم کنار بقیه ی حقوق نداشته مان مانند حق کارکردن؛ حق داشتن پوشش دلخواه، حق طلاق، و.. هزاران حق دیگربگذاریم و خفه شویم. شاید بد نباشد حق نفس کشیدن را هم به همان فهرست اضافه کنیم، این روزها که در شهرهای بزرگ در اثر الودگی هوا به هر حال خفه می شویم. شاید باید خیلی قبل تر از این فکرش را می کردیم. وقتی که ازادی های مان را تک به تک گرفتند و ما نفهمیدیم که آزادی، تنها آزادی؛ از نفس هم عزیز تر است

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

میدونم که خیلی ها خواهند گفت که خود دختران ایرانی هم بدشون نمیاد که همیشه در حاشیه باشند و در امان از چالش ها و غیره و غیره تا حدی هم باهاشون موافقم. اما ریشه این مسئله در پایین بودن اعتماد به نفس دختران ایرانی هم هست. در دانشگاه و در گروه صنعتی محل کارم دخترها و زنان به ندرت توان حرف زدن در جمع را داشتند و این به گذشته ای برمیگرده که درش توانایی هاشون سرکوب شده. مشکل در ایران اینست که برای زن انتخاب باقی نمی ماند که بین مستقل بودن و وابستگب انتخاب کند. در جاهای دیگر چرا!

شیرین

با اینحال من خیلی هم به جبر معتقد نیستم. چون چیزی هم به اسم خود ساختگی و Autoeducazione وجود داره. زنان ایرانی و دختران ایرانی نباید به ناله و شکوا بسنده کنند. در جاهای دیگر دنیا هم زنان از زمانی جنگ برای حقوق خود را شروع کردند که استقلال مالی و شخصیتی پیدا کردند و از ارتش گرفته تا کارخانجات پا به پای مردان کار کردند.

نمایندگی رایگان سامانه پیام کوتاه

سلام قصد داریم قبل از هرگونه تبلیغ ، ایجاد بازارگرمی و ..... ابتدا به شیوه کسب درآمد از این شغل بپردازیم برای مشاهده متن کامل ودریافت نمایندگی رایگان یه سربه این سایت بزن خرجش فقط یه کلیک کردنه www.gab-co.rzb.ir نمایندگی پیام کوتاه و یا همان پنل مدیریت را میتوان به نوعی در ابتدای فعالیت به عنوان شغل دوم و پس از کمی فعالیت و جذب اشتراک به عنوان شغل اصلی و کاملا پرسود و با درآمد بسیار بالا خطاب نمود لطفا به این محاسبه کاملا ساده دقت نمائید شما در 3 ماهه اول در هر هفته حداقل 3 پنل (اشتراک ، مشتری) واگذار مینمائید هرپنل حداقل برای شما50.000تومان سودآوری خواهد داشت هرهفته معادل 150.000ت وهرماه معادل 600.000ت کسب درآمدخواهید داشت بعد از گذشت 3 ماه با تبلیغات در روزنامه ها و درج اگهی رایگان درسایت های مختلف نسبت به جذب مشترک اقدام نمایید حال هر هفته حداقل 7 پنل (اشتراک،مشتری) واگذار مینمائید و.... ادامه داره خرجش یه کلیک کردنه www.gab-co.rzb.ir

sara

شيرين جون حتما سايت رو مي خونم . ممنون از ز احوالبرسيت يه كمي بهترم خصوصا بعد اينكه دو ساعتي رو مبل خوابم برد حوصله ام سررفته ولي الان ميشنم به كتاب خوندن راستش منم به جبر اعتقاد ندارم و ريشه خيلي مشكلات رو فرهنك و تربيت و جرندياتي مي دونم كه نادرست تو ذهنمون كردن ياده شاكردي داشتم كه وقتي اومد ايتاليا مي كفت كه به جوون هايي ايتاليايي افتخار مي كنه جون خيلي زحمتكشن و با غيرت, امروز وقتي تو برنامه forum ديدم كه دختر 19 ساله تلاش ميكرد تا بدرش رو راضي كنه كه به خاطر مشكلات اقتصادي اخير دست به كار بشه (vado anche io a sporcarmi le mani) و خرج دانشكاه رو در بياره فكر كردم جوون هاي ما كجان و جوان هاي اينجا كجا هنوز براي ما مساله نفس كار جا نيفتاده و جوون هاي ما به خيلي اؤ كارها در نميدن و براشون عاره در حاليكه اكه تو رزومه مديران اينجا نكاه كني اغلب از كار تو بار شروع كردن اين فرهنك حالا حالاها كار دراه تا درست بشه

شیرین

ساراجون منهم فکر میکنم هنوز ارزش کار در ایران جایگاه نداره. اینجا همکلاسی هایی دارم چه پسر و چه دختر که با وجود تمکن مالی خانواده همه کاری میکنند برای اینکه مستقل باشند و با افتخار هم. نمیدونم چرا توی ایران کار کردن با "خرحمالی" "سگ دو" و کلماتی از این دست توصیف میشه. هنوز فحش ها حمال و عمله و ... هستند. برعکس اینجا که بیکار و عاطل و باطل و بچه ننه : nulla facente, fannullone, bamboccione ... فحش هستند. توی ایران فقط همه میمیرند برای "شیک" بودن! آدم خنده اش میگیره و تنها کلمه ای که در این تکاپوی بیحاصل این افراد برای وصفشون بنظرم میاد patetico هست. هنوز حیرت خانواده خودم رو از اینکه من برای اداره زندگیم کار فروش محصولات هربالایف رو شروع کردم یادم نمیره. اوائل فکر میکردند یک کار پست و شنیعه که من تحصیل کرده و مدیر فلان و چنان ، اینکار رو بکنم!

همسریابی

سلام.آیا شما هنوز نیمه ی گمشده تان را پیدا نکردید؟آیا از وقت گذرانی از چت روم و جامعه های مجازی خسته شدید؟آیا بدنبال آغاز یک رابطه ی شیرین و همیشگی با بهترین محبوب خود هستید؟آیا همسر خود را به هر دلیلی از دست دادید؟ شما رو دعوت میکنیم تا به بهترین و جامع ترین سایت همسریابی آنلاین،جامعه ی مجردین آماده ی ازدواج بپیوندید و عاشق و معشوق خود را پیدا کنید. یک زندگی پر از مهر و محبت منتطر شماست.بیش از این یار خود را در همسرتاپ منتظر نگذارید.همسرتاپ خدمتگذار تمامی جوانان عزیز کشورمان ایران می باشد.باشد که قدمی باشد در راستای تسهیل امر ازدواج. http://www.hamsartap20.org (با امکان تبادل لینک اتوماتیک)

sara

دقيقا شيرين جون معني كار تو ايران تعريف نشده كاملا دركت مي كنم بابت برخورد خانواده ات فكرشو بكن كه مامان من كاهي شاكي ميشد بهم مي كفت تو اينجا واسه خودت برو بيا داشتي استاد زبان بودي كه جي رفتي تو غربت شدي منشي (حالا بماند كه مفهم منشي اينجا با ايران فرق داره) تازه شايد 5% كارم منيشي باشه كه اكه 100% هم بود باعث افتخار و شرافتمه اين همه تلاش كردم تا تو اين شركت جايي رسيدم خودت مي دوني اسون نيست اينجا نون مفت به كسي نمي دن خوشحالم كه همون تو ايرانش هم نون بازومو خوردم نه بارتي و غيره

مهسا

سلام وبلاگ قشنگی داره مثل من :d خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم اگه مایلی لینک کن و خبر بده تا لینکت کنم ممنونم

بچه تهرون

سلام وبلاگت را دیدم باحال بود راستی من یه سایت دیدم جالب بود چرا ؟چون وبلاگت را توش ثبت کنی اتوماتیک آدرس وبلاگتو می فرسته تو فیس بوک؛توییتر؛لینکدین فقط کافیه تا پست دادی بری لینک پستت را بذاری تو این سایت برو امتحان کن مفیده