تراکتور!!!!

سلام... راستش يه چند وقتی است که احساس می‌کن عين تراکتور شدم... ازصبح تا شب بيرون از خونه... صبح که از خونه می‌زنم بيرون و چهره‌های خواب افراد خانواده رو می‌بينم دلم از اول صبحی براشون تنگ ميشه.... بابا اين چه زندگييه آدم افراد خانوادشو نبينه... در کنارشون باشی، ولی.... (معمولا دوست ندارم اينجا مطالب غمگين و نااميدکننده بنويسم ولی گاهی اوقات آدم دلش خيلی می‌گيره و دوست داره حرف دلش رو يه جايی بنويسه... چون ميگم آدم بايد خودش و بدون نقاب باشه...04.gif

WES-02HB050-001.jpg

اسب نفس بريده را
طاقت تازيانه نيست

/ 24 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mohsen

سلام ... من الان تو کافی نت هستم ٬ موافقم ٫ درسته ٬ اما خوب غمگين هم بنويس ٬ ما همدردی می کنيم ٬ با اين حال که خودم هم خوشم نمياد ... !!!

mohammad

سلام....من با حرف شما موافقم اما اين بلاگ جايی هست برای نوشتن حرفهای دل دوست داشتی به من هم سر بزن خوشحال ميشم موفق باشی بای

sepideh

سلام.عکستون لود نشد...لازم نيست که حتما تمام مطالب شاد باشن .هر چی که دوست دارين بنويسين.ادم که هميشه يک جور نيست گاهی غمگينه گاهی شاد.امیدوارم همیشه شاد باشین................

مهدی

سلام وبلاگ خوبی داری اينروزها همه چيز مثل تراکتور شده شخم زدن و شخم زدن اما خبر از رويشی نيست .

ارکیده وحشی

سلام . مرسی که پيشم اومدی .... فعال بودن که بد نيست ٬موفق باشی و هميشه خوش در کانون گرم خانوادگی . بای .

MOO

سلام......خسته نباشی معلومه حسابی از پا در اومدی.......شاد باشی و سبز

sunson

دل منم گرفته ؛مثل گرفتن دل آسمان از غروب آفتاب ؛ مثل خشک شدن گل تو گلدونه کنار رودخونه؛مثل دیدن شهاب تو آسمان دل؛ بی خیال به قول بعضی ها هیچ چیز کوچک نیست هنگامی که عشق میورزیم ؛موفق باشی

zorba

سلام....عيدتون مبارک...لوطی کجايی؟

soshiant

سلام سارا جون . بالاخره برگشتم . ممنون که تو اين مدت منو فراموش نکردی.برقرار باشی

alida

سلام . بیــــــــــــچاره!!. عید شما مبارک . به ما هم یه سر بزن