آخر هفته

عاشق آخر هفته های اینجا هستم؛

وقتی جمعه غروب می رسه و پایم رو از در شرکت بیرون می گذارم به قولی اینجایی ها

stacco la spina پریز رو از برق در میارم (معنی تحت الفظی) به این معنی است که کاملا از دنیای کار جدا میشم. دو روز کامل برای استراحت کردن و آماده شدن برای یک هفته کاری که فقط پنج روز طول می کشه.  شهری که در آن زندگی می کنم در شمال ایتالیا واقع شده و  از پنجره از یک طرف کوه های آلپ و از طرف دیگه کوههای آپننین رو می بینم. 

حدود 300 متر از سطح دریا قرار داره و زمستان های سرد و تابستان های خنک و کوتاهی داره (خصوصا امسال که تابستون حدود 2 ماه عقب افتاده). شهری است که مثل تهران در میان دره واقع شده و اون منطقه valtellina نامیده میشه valle به معنی دره است.

خوب می خواستم در مورد آخر هفته و شیوه زندگی اینجا صحبت کنم به درس جغرافی تبدیل شد. امیدوارم لذت برده باشید.

در فرصت های بعدی به شیوه زندگی می پردازم.

/ 10 نظر / 8 بازدید
عاشق پیشه

بون ژورنو آخ که از ته دل من گفتی من آلمان زندگی میکنم اول ماه جولای شده و هوا سرد و تابحال هم همه اش ابری بو بارانی دو هفته پیش که سیل وحشتناک جنوب و شرق را سیل برد. باز تو دیدی به کوه ها داری ما که ایجا فقط ابر باران و سرما دیدیم مرده شور این هوای آلمان رو ببرند. بوئنو سِرا ، مولته گراتسیه

شیرین

اتفاقا کار خوبی کردی سارا جون، اینطوری خواننده به خوبی می تونه فضا رو مجسم کنه و ارتباط بهتری با حال و هوای نوشته هات برقرار کنه. [قلب]

سارا

شیرین@ بوس [بغل]

لیدا

من عکساشو دیدم و عاشقش شدم.درسته که مثل تهران در دره واقع شده.ولی متاسفانه آب و هواش هیچ شباهتی به تهران نداره. خوش به حالت که در یک هوای پاک و سالم زندگی میکنی

من معلم هستم زندگی پشت نگاهم جاریست سرزمین کلمات تحت فرمان منست قصر پنهان منست قا صدک های لبانم هرروز سبزه ی نام خدا را به جهان می بخشد . من معلم هستم گر چه بر گونه ی من سرخی سیلی صد درد درخشش دارد . آخرین دغدغه هایم اینست : نکند حرف مرا هیچ کس امروز نفهمیداصلا نکند حرفی ماند ؟ نکند مجهولی روی رخساره ی تن سو خته ی تخته سیاه جا مانده ست ؟ من معلم هستم هر شب از آینه ها می پرسم : به کدامین شیوه ؟ وسعت یاد خدا را بکشانم به کلاس ؟ بچه ها را ببرم تا لب دریا چه ی عشق ؟ غرق در یای تفکر بکنم ؟ با تبسم یا اخم ؟ با یکی بود و نبود؟ زیر یک طاق کبود؟ یا کلاغی که به خانه نرسید ؟ قصه گویی بکنم ؟ تک به تک یا با جمع ؟ بدوم یا آرام ؟ من معلم هستم نیمکت ها نفس گرم قدمهای مرا می فهمند . بالهای قلم و تخته سیاه رمز پر واز مرا می دانند . سیب ها دست مرا می خوانند . من معلم هستم درد فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن همگی مال منست من معلم هستم . تقدیم با احترام به معلم عزیز جغرافیا خاله سارا

کانسپ

شعر از یه جایی سرقت کردم ترسیدم اسمم یادم رفت[خنده]

کانسپ

سلام این انتظار باید تا کی باشه بقیشو توصیف کنی بابا[چشمک]

sara

مرسی از شعر کانسپ راستش مدتی است از وبلاگ غافل شدم حالا اگه نمی گفتی شعر سرقت کردی ما که متوجه این سرقت ادبی نمی شدیم ها[چشمک]

sara

lida joonam boos