انتخاب

وبلاگ شیرین عزیز: http://www.ladolcevia.blogfa.com

 

در عرض دو هفته باید دو بار به یکی از ادارات شهر که در بلندترین قسمت شهر واقع شده مراجعه می کردم و هنگامی که از پله ها پایین می اومدم  به این فکر می کردم که چقدر به این شهر دل بستم و اگرچه شهر زادگاهم نیست اما به نوعی شهری است که دوباره توش متولد شدم  و خیلی چیزها یاد گرفتم صبر, احترام به حقوق دیگران, مهربانی و و و و

اینجا وقتی نیاز داری از کسانی که اصلا انتظار نداری کمک دریافت می کنی. اینجا آزادی رو تجربه کردم که یکی ار مهمترین ها در زندگی است و آزادی برای من به معنی اینه که حق انتخاب داشته باشم برای کوچک ترین ها تا بزرگترین ها اینکه بابت خیلی چیزاها مواخذه نشی, اینکه فکرت مشغول این نباشه که از کوچک ترین حق انتخاب ها که حق مسلم توست محروم شدی ...
استقلال هدیه دیگه ای است که زندگی و انتخاب من بهم هدیه دادن

اما زندگی و این انتخاب در قبال  همه اون چیزهایی که بهم دادن یه هدیه دیگه هم بهم دادن و اون چیزی نیست جز دلتنگی, دلتنگی ای که همیشه یه گوشه از قلبمو اشغال کرده.

این بهای انتخاب آزادی و استقلال است

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
کانسب چوال ارت

چند وقتی است پشت بازارچه, زير گذر دوره گردی دلتنگی می فروشد: سطری سه قران با قاب خاتم, ارزانتر با قاب چوبی يا طلایی . خط نستعلیق, جنس اعلا ... گاهگاهی رهگذری می آید, نگاهی می کند, می پسندد, چانه می زند و ارزانتر می برد. می رود کنج دیوار اتاقش می آویزد و شاید حتی زیر لب هرازگاهی زمزمه ای می کند. دلتنگی ها را می برند: سطری سه قران, سطری دو قران, و دلی تنگ را بر جای می گذارند... راستی میدانی این روزها - مرحم دل تنگ - واژه ای چند؟