گفت و گو!!!

سلام دوستان... نميدونم چرا اگر امشب آپديت نمی‌کردم خوابم نمی‌برد... راستش امروز می‌خوام درباره گفت و گو براتون بنويسم بازم از صحبت‌هايی است که در نشست‌هامون مطرح شده... بعد از اين نوشته يه کم درباره فيلم دنيا براتون می‌گم و بعدش شعر سهراب که قولشو داده بودم بعدشم... بعدشو ديگه نمی‌دونم... ببخشيد که دير آپديت می‌کنم و دير بهتون سر می‌زنم... کامپيوتر خونه ويندوز فارسی نداره و و و... راستش زده بود به سرم که دست از وبلاگ نویسی بردارم ولی یکی از دوستام بهم گفت گه وبلاگم رو اگر توی گوگل سرچ کنم پیدا میشه منم اونقده ذوق در وکردم که نگو ....
دکتر اردکانی در بخشی از سخنرانی خودش گفته بود: هر زبانی گوشی می‌خواهد، همه گوش‌ها به روی همه زبان‌ها باز نيستند، گاهی ما گمان می‌کنيم که با استدلال همه مطالب را می‌توانيم حل کنيم، گوش استدلال نيوش بايد باشد که استدلال را بشنود و بپذيرد ... به اين جهت است که يک دليلی را جمعی می‌پذيرند و جمع ديگری نمی‌پذيرند، گوش باز داشتن يک موهبت است چرا که آدم آزاد است که گوش باز دارد و می‌تونه سخن‌هار رو بشنوه ... يکی از بدبختی‌های آدمی در بعضی ادوار تاريخی اينه است که گوشش بسته ميشه و فقط بعضی حرف‌ها رو می‌شنوه، يعنی فقط حرف‌های محدود و معينی رو می‌شنوه (مثل يکی از آشناهای من که فقط اخبار مربوط به مهاجرت رو می‌شنوه)... دکتر در ادامه ميگه اونوقت ديگه اختيار و انتخاب معنی نداره ... اختيار ما وقتی است که آزاديم که گوشمون باز باشه .. گوش باز باشه يعنی ديالوگ ممکن ميشه ... گوش که باز بشه زبان هم هست ... و به نظر من گوش مقدم بر زبان است ...
خلاصه که از حرف‌های دکی جان نتيجه می‌گيريم که بايد گوشامون رو هم باز کنيم مثل دلمون ... يادتونه گفتم که دريچه قلبتون رو باز کنيد حالا می‌گم علاوه بر اون گوشاتون رو هم باز کنيد و بعد از اون زبونتونو برای زدن حرفای خوب خوب...
عزيزان ببخشيد که کمی دير به دير ميام پيشتون ...شنبه به همتون سر می‌زنم و از صميم قلبت دوستون دارم....
دست حق همراهتون..

/ 42 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

سلام...اين قدر زود که نبايد نا اميد شد خوب اگه خونه فونت فارسی نداره که نبايد ديگه ننوشت..سخنان دکتر اردکانی هم فوق العاده زيبا بود...موفق باشی...

yasser

سلام شنيدم مريض شدي اميدوارم زودتر سلامتي تو به دست بياري همسايه عزيز.تا بعد....

شيفته/ستاره سحر

سلام... آره كاش هميشه حرفاي زيبا و منطقي بگيم و گوشهامون هم واسه شنيدنش باز باشه.

darvish

صدا کن مرا....صدای تو خوب است ..صدای تو سبزينه ان گياه عجيبيست که در انتهای صميميت حزن می رويد...در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراک يک کوچه تنها ترم ....بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايی من بزرگ است....بهشت خاکستری افتتاح شد منتظر حظور سبزتان هستم...يا علی

MOO

اولا که شعر سهراب رو فراموش کردی و دومن که من به هر دو نصيحتت گوش کردم البته من هميشه گوشم باز بوده اما سعی ميکنم دريچه قلبم رو هم باز کنم!

هيوپاين

سلام خوبی موفق باشی............... مزاحم نميشم بای...........

شفق

سلام ممنون که سر زدی