یک روز برفی

امروز کله سحری با بارش برف زودهنگام غافلگیر شدیم ...

هنو حتی چکمه هامو از کمد بیرون نیاورده بودم .

ساعت رسمی یک ساعت به عقب کشیده شد و با اینکه روزها کوتاهتر میشن اما دیرتر می گذره . زمستان های اینجا تمامی نداره و وقتی شروع میشه پایانش با خداست. حالا اگه زودهنگام هم باشه بدتر. اما از اونجا که باید قسمت مثبت قضیه رو دید بهتره زیبایی برفی رو که از آسمان میاد رو تحسین کرد و اینکه هوای تمیز کوهستان چهره این برف زیبا رو با سیاه کردنش خراب نمی کنه.

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sara

كانسب خدايي ايتاليايي ياد كرفتي راستشو بكو

shirin

سارا جون چی شد پس؟ قرار بود بنویسی ... من هنوز منتظرم ها! [ماچ]

كانسپ

باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنار می گذارم ، امشب اما همه جملات فرار کرده اند همینطور بی وزن وبی هوا بگویم ... تولدت با تاخير مبارک[لبخند][لبخند]

sara

ممنون كانسب تولد ميلادي تاخير نداره مرسي به يادم بودي

كانسپ

خواهش ميكنم تنها كاري كه از دستم بر ميومد همين بود البته اگه آدرس بدين كادوش هم ميفرستيم خدمتتون شاد باشين و خرم[گل]

sara

همين كه به يادم بودي ارزشش ار هر كادويي بيشتره :)

کانسپ

شادبودنت رو کف دستام مینویسم تا وقت دعا اولین خواستم از خدا باشه درسته فاصله ها زیاد شده ولی مهم اینه که روحمون به وسعت دنیا ست پس باید همه به یاد هم باشیم.

کانسپ

میدونستی تو این سرما تنها دلگرمیمون شده دستنوشته های شما پس ما روفراموش نکن