آری!! ليکن....

خوب اينم يه شعر از خودم که ديروز جمعه صبح به ذهنم رسيد:

اگر ژرفای قلبم را خواندی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دستانت را در دستان سردم بگذار

به عمق چشمانم بنگر

و داستان زندگی ام را سطر به سطر بخوان

آنگاه از عمق وجودم درخواهی یافت

رنجی را که در طی سالیان متمادی متحمل شده ام.

آری!!!

لیکن ...

در چشمانم، صداقت را خواهی خواند،

از لبانم، ترنم دوست داشتن را خواهی شنید،

از قلبم گرمای عشق را حس خواهی کرد

و از احساسم، تنهایی ام را درک خواهی کرد.

آری!!!

لیکن .....

 

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
MOO

از کی تو شاعر شدی ما خبر نداشتيم؟ خوب ديگه شعر هات هم مثل معرفتت کج و کولست! راستی اون چاهه پر نشد؟ شاد باشی

فرياد

سلام .. بازم که خبری نيست ... بابا تو ديگه توی ننوشتن زدی رو دست من !!

مهدي

سلام خاله خوبي؟ بگو شعرا رو كه نگي كتاباي شعر خالي مي مونن

شهاب

آفرين شعرت بسيار زيباست . شاعر شدنت را تبريک ميگم .

pAiTi-RaMaN

ميدوني هر چقدر هم كه ليكنت مشكل داره ولي دلم برات تنگ شده بد جور اينبار فقط غزال نيست كه واسه ديدنش پر پر ميزنم ايندفه دلم واسه تو هم تنگ شده ... سارا جون خوكشل مامانم اينا كجايي بي معرفت ؟

sunson

سلام سارای .... تمام لطافت را در شعرت ديدم . به لطافت باران .دوست دارم دراين باران خيس خيس شوم

عرشیا جون

میدونی چیه به نظر من عشق ادم عاشقو آتیش میزنه و میسوزونه اونقدر که دیگه خودت نیستی که فقط عشقی راستی شعرت خیلی ناز بود البته اگه ناراحت نمیشی چند تا مشکل داشت که امیدوارم در اینده رفع بشه اگه دوست داشتی در مورد شعر بحث کنیم حتما به منم سر بزن در ظمن اگه دوست داشتی کتاب اشک نیلوفر رو بخون از اشعار جدیدمه که تو بازار میتونی فراهمش کنی به امید دیدار دوباره

anotherone

غم انگيز ناک بود .... :(

anotherone

بعدشم ... اصلا کجايين شما اينهمه وقت ؟! (يکی نيست بگه «به تو چه » ...)

دايي جان

سلام... ميگم ستاره ها را دوست داری؟؟ اره؟؟ تبادل لينک حاضری؟؟ خوب بيا جزيره همديگرو می بينيم بيشتر می گپيم....