شعر

دوستان سلام... امروز می‌خوام فقط شعر بنويسم، ولی قبل از اون می‌خوام از دوست خوبم پاسات تشکر کنم که خالصانه منو ياری کرد تا وبلاگم رو از اون حالت يکنواختی دربيارم و تغييرات مختصری ايجاد کنم. دستت درد نکنه...04.gif

- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهايی،

- چقدر هم تنها!

- خيال می‌کنم

 دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستی.

- دچار  يعنی

-                          عاشق.

- و فکر کن که چه تنهاست

 اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دريای بيکران باشد.

- چه فکر نازک غمناکی!

- و غم اشاره محوی به در وحدت اشياست.

- خوشا به حال گياهان که عاشق نورند

 و دست منبسط نور روی شانه آن‌هاست.

- نه وصل ممکن نيست،

 هميشه فاصله‌ای است.

.....

و عشق

صدای فاصله‌هاست

صدای فاصله‌هايی که

                          غرق ابهامند.

هميشه عاشق تنهاست.

حالا يه شعر از فروغ:

نگاه کن که غم درون ديده‌ام

چگونه قطره قطره آب می‌شود

چگونه سايه سرکشم

اسير دست آفتاب می‌شود

نگاه کن

تمام هستی ام خراب می‌شود

شراره‌ای مرا به کام می‌کشد

مرا به اوج می‌برد

مرا به دام می‌کشد

نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می‌شود

تو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمين عطرها و نورها

نشانده‌ای مرا کنون به زورقی

ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها

مرا ببر اميد دلنواز من

ببر شهر شعرها و شورها

....07.gif

 

/ 44 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسات

يه دفه چيزی اضافه نکنی.!!

شهاب

سلام کجايی ؟ چند وقته نمينويسی . مشکلی که پيش نيومده به اميد خدا . اميدوارم بزودی شاهد نوشته های جدید و زيبايت در وبلاگ قشنگت باشیم . موفق و پيروز باشي . در هيچ کاری عجله نکن و با اطمينان و شناخت کامل از هدف و راه درست پای در راه بنه . شاد وسربلند باشی .

روشن

دلیل این همه استقبال از وبلاگت رو نفهمیدم ...

پاسات

باغ به ايت بزرگی قوره نصيب ما شد.شهر به اين بزرگی کوره نصيب ما شد

HaDi

سلام شعرت خيلی قشنگ بود!

زوربا

سارا خانم دوست نداری اپديت کنی؟

محسن

سلام ... کجايی ؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

soshiant

سلام سارا جان . از قرار جمعه اطلا ع ندارم .

شهاب

سلام کجايی ؟ پس چرا آپديت نميکنی ؟ بابا منتظريم يه خورده زودتر . به اميد اينکه زودتر بنويسی. موفق باشی.