دلتنگی

آخ که نمی دونید چقدر دلم واسه اینجا تنگ شده؛ وقتی بعد مدت ها یه سری به وبلاگم زدم یهو دلم خواست بنویسم... یه زمانی این جا رو  خیلی دوست داشتم زمانی که ناگفته ها مو تبدیل به گفته ها می کردم: می تونستم خودم باشم بدون اینکه نقابی به چهره ام بزنم؛ اما بعد همه چی عوض شد ... خودمونیم چقدر گاهی خوبه آدم ناشناخته بمونه.. از اون زمانا ماه ها و بلکه سال هاست که می گذره شاید دیگه هیچ کدوم از آفرادی رو که می شناختم نبینم... خدا می دونه چقدر توی این مدت .....
کاش می شد بازم .....
خودم باشم ...
خودم ....
گاهی آدم دلش واسه خودش تنگ می شه !!!!
به امید اینکه بازم بنویسم و دست به قلم بشم....

 

/ 0 نظر / 8 بازدید