حال و هوا

این روزها کلی حال و هوای نوشتن دارم و قضیه از خوندن وبلاگ زیبای شیرین سرچشمه می گیره (که البته اگه بهم اجازه بده وبشو بهتون معرفی می کنم) ...

نوشتن به آدم این امکان رو میده که با درون خودش ارتباط برقرار کنه و به احساسات عمیقش نزدیک تر بشه و خودش, احساساتش, نقاط قوت و ضعفشو بهتر بشناسه

چهار سال تنها زندگی کردن توی غربت بهم خیلی چیزها یاد داد , که البته باید اعتراف کنم که در تمام این سالها به استثنای لحظات کوتاهی کلمه غربت برام به کلی نا آشنا بود و باید بگم که تو کشور خودم همیشه بیشتر احساس غربت کردم ...

نمی دونم اعتقاد به اینکه توی غرب مردم بی عاطفه و سرد هستى از کجا نشات میگیره, اما این ریشه از کجاست اهمیت نداره مهم اینه که اینجا صداقت و عاطفه و احترام بیشتری دریافت کردم.

داشتم می گفتم از دست و پنجه نرم کردن هام با مسایلی که پیش روم بودن نتیجه ای که عایدم شد تنها و تنها مثبت بود: به قوی شدن شخصیتم کمک زیادی کرد ...

هنوز خیلی حرفها دارم بزنم اما به نظر میاد که ننوشتن در طول تمام این سالها باعث شده ارتباط با درونم کمرنگ بشه مثل این می مونه که یه سیم برق اتصالی کرده باشه گاهی به منبع انرزی وصل میشه یه جرقه میزنه و وقتی ارتباط قطع میشه دوباره تاریکی افکار منم هم همین حالت رو دارن ...

/ 0 نظر / 6 بازدید