اهلی کردن۴

...

مسافر کوچولو گفت:- رسم و رسوم يعنی چه؟

روباه گفت:- اين هم از آن چيزهايی است که پاک از خاطرها رفته. اين همان چيزی است که باعث می‌شود فلان روز، باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت‌ها فرق کند.

به اين ترتيب مسافر کوچولو روباه را اهلی کرد.

لحظه جدايی که نزديک شد به روباه گفت: - تقصير خودت است، من که بدت را نمی‌خواستم. خودت خواستی اهليت کنم.

روباه گفت:- همينطور است.

مسافر کوچولو گفت:- آخر اشکت دارد سرازير می‌شود!

روباه گفت:- همينطور است.

مسافر کوچولو گفت:- پس اين ماجرا فايده‌ای به حال تو نداشته است.

روباه گفت:- چرا به خاطر رنگ گندم. بعد گفت:- برو يک بار ديگر گل‌ها را ببين تا بفهمی که گل خودت توی عالم تک است. برگشتنا با هم وداع می‌کنيم و من به عنوان هديه رازی را بهت خواهم گفت.

                                                          ...ادامه دارد...

/ 0 نظر / 5 بازدید