بيراهه

در اين لحظه می‌انديشم، چقدر آدم‌ها بيراه می‌روند. از کنار گل بی‌اعتنا می‌گذرند... می‌روند تا شعر گل را در صفحه يک کتاب پيدا کنند و بخوانند. روبروی زندگی نمی‌ايستند تا مشاهده کنند، برای همين است که حرف‌ها به دل نمی‌نشيند، برای همين است در شعرها شوری نيست.                               (سهراب سپهری)

 

گفت: می‌دانم همه چيز بهانه‌ای است

برای شانه به شانه، در حال و هوای با هم بودن

رفتن، نشستن و گريستن

گفتم: چرا گريه! رفتن و نشستن درست!

اما گريستن را نمی‌خواهم نه!

گفت: برای حرمت نگاه ناگهان تو

برای يک دل دريا حرف نگفته

گفتم: و برای هر آنچه که گفتم و گفتم و نشنيدی!

گفت: برای آنچه خواستم و بودی، خواستی و نبودم

و برای هر چه که نمی‌دانم!

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Shahab

.......................................

MOO

ey baba to ham ke zadi to khaki o hamash ghamgin shodi baba bi khiyal.........rasti dar morede linkam mamnon ke be harfam gosh kardi:-/

مهدي المثني

يادمان باشد اين ها حرف‌های بزرگی است... حرف های نگفته

گل بي خار

سلام و هزار سلام ... گفتم . گفتی / گفتی . گفتم / عشق و عاشق هردو مفتند / آنچه ارز است /آنچه گوهر / آنچه ماه و برتر از زر / حفظ عشق است . حفظ عاشق / حفظ آن دو بيشتر از سر ( گل بی خار ) در پناه حق و يا حق

عليرضا

زندگی که زندگی زیر و رویش میکند....اتفاقها به افتادن عادت می کنند...به افتادن....روی خاکریز لحظه ها یمان...روی خاکستری نگاهمان....باید بلند شد...باید گذشت....گذشت....

عليرضا

راستی سه تار بيدم

hibrid

باز سلام . اگر در هر کاری عشق باشد .هيچکس به بيراهه نميرود . با من صحبت کن .