بازم می‌خوام از مسافر کوچولو براتون بگم... البته اين يک قسمت از آخرای کتاب است و جايی است که راوی داره خاطراتی که با امير کوچولو داشته نقل می‌کنه:

      خدا می‌داند که با گفتن اين خاطرات چه بار غمی روی دلم می‌نشيند. شش سالی می‌شود که دوستم با بره‌اش رفته. اين که اينجا می‌کوشم تا او را وصف کنم برای آن است که از خاطرم نرود. فراموش کردن يک دوست بسيار غم‌انگيز است. همه کس که دوستی ندارد. من هم می‌توانم مثل آدم بزرگ‌ها شوم که اعداد و ارقام چشمشان را می‌گيرد.

 خوب راشتش حق با راوی است، اما گاهی اوقات بغضی از آدم‌ها.... اصلاْ ولش کن بعضی حرف‌ها اصلا گفتن نداره... 27.gif

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام ... درسته ٬ نمی دونم ٬ اما درسته ... !!! ببخشيد هنوز حالم کاملاْ خوب نشده ... !!!

سیاوش

سلام دوست نازنين.درمورد شازده کوچولو...بدترين ترجمه رو داری؟ حيف تو و شازده نيست؟ حتما حتما حتما ترجمه ء شاملو رو گير بيار . هم کم حجمه هم ارزون ... اما يه شعر نابه...بايد بخونی تا به حرفم برسی. بازم ميام پيشت...فعلا

زوربا

ممنون از اظهار لطفتون---ولی بعضی از حرفها حداقل ارزش يه بار شنيدن رو که داره---ما رو محروم نکنيد از دانسته های خودتون----------شاد باشيد......

محسن

سلام ... من که لينکيدم شما رو ٬ پس می گم ٬ ب ب ب بـــــــله ... !!!

شهاب

سلام خاله سارا خيلی قشنگه و حقيقتی تلخ واقعا فراموش کردن يک دوست بسيار غم‌انگيز است و بسيار سخت . با آرزوی موفقيت روزافزون برايت . از آن آدمها هم اگر چيزی نگيم بهتره . فکرشو نکن خدا همه چی را آنطور که باید باشه درست میکنه. در پناه حق .

gholi

ايول دست حق يارت

HaDi

چرا بايد بعضی حرفها را نزنيم بعضی جاها را نرويم بعضی.....چرا اين همه محدوديت/؟

زوربا

درسته--حق باشماست---شاد باشيد و سرفراز.....

پاسات

تورو به خدا مثل آدم بزرگا نشو!

ahmad

خوب بود