دو روز در هفته است که نسبت به آن هرکز نگران نيستم،

بدون دغدغه و رها از بينم و ترس.

يکی از اين روزها ديروز است

و روز ديگر فردا.

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zorba

سلام خاله سارای گل... رديفی؟...ديدم خيلی وقته ازت خبری ندارم گفتم يه سر بزنم که نگی بی معرفته.. هر چند هنوز هم خودم تعريف خاصی رو از معرفت نتونستم پيدا کنم که بتونم برای خودم هضمش کنم و باهاش کنار بيام!!:دی.......به غزال عزيز هم سلام برسون

یاسر

سلام ,نمی دونم چی بنویسم آخه من مدتیه مردم. فقط موفق باشی.یاسر سابق.تا بعد....

نرجس

سال نو را پيشاپيش خدمتتان تبريک می‌گم. مثل اينکه هيچ خبری ازت نيست!!!

نسيم

جالب بود..موفق باشی

zorba

اخه مخ اعظم! گفتم شايد بلاگت يادآور روزهای خوش دوستی های گذشته باشه.. وگرنه ميدونستم که کبوتر نامه بر و ديوارن بريد و اتش و ديوارن بريد و ..و..و برای احوال پرسی هست..:دی....نه اينکه خيلی از همون راهها استفاده ميکنی؟!!!!!!!

zorba

عليک سلام!!!....

zorba

سلام .... برای هفته ی اينده پنجشنبه ۱۸ ابانماه توی پارک ساعی کنار زمين بازی يه قرار داريم ميذاريم که بتونيم دوباره بچه ها رو ببينيم.... ساعت سه و نيم تا چهار و نيم بعد از ظهر....منتظريم.