نسيان

خوب دوستان عزيز سلام... از لطف همه شما که منو به نوعی با محبت‌‌هاتون شرمنده کرديد ممنونم...

امروز باز می‌خوام مطلبی رو از مسافر کوچول نقل کنم...

در اخترک بعدی ميخواره‌يی می‌نشست. ديدار کوتاه بود، اما مسافر کوچولو را در غمی بزرگ فرو برد.

به ميخواره که صم بکم پشت يک مشت بطری خالی و يک مشت بطری پر نشسته بود گفت:- چه کار داری می‌کنی؟

ميخواره با لحن غم‌زده‌ای جواب داد: - می می‌زنم.

مسافر کوچولو پرسيد: - می ‌می‌زنی که چی؟

ميخواره جواب داد:- که فراموش کنم.

مسافر کوچولو که حالا ديگر دلش برای او می‌سوخت پرسيد:- چی را؟

ميخواره همان‌طور که سرش را می‌انداخت پائين گفت: - سرشکستی‌ام را.

مسافر کوچولو که دلش می‌خواست دردی از او دوا کند پرسيد:- سرشکستگی از چی؟

ميخواره جواب داد:- سرشکستگی از ميخواره بودن! (خيلی جالب و با مفهومه!!)

اين را گفت و قال را کند و به کلی خاموش شد.

و مسافر کوچولو مات و مبهوت راهش را گرفت و رفت، و همانجور که می‌رفت توی دلش می‌گفت: - اين آدم بزرگ‌ها راستی راستی چقدر عجيبند! ( حق با مسافر کوچولوئه راستی راستی ما آدم بزرگ‌‌ها چقدر عجيب غريبيم)

 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زوربا

مگه کسی بدون اميد هم زندگی ميکنه؟ اميد به زندگی--اميد به مرگ--اميد به رفتن و اميد به هر چيز ديگه ای ميتونه بهونه ای باشه برای انتظار فردا و فرداها----ولی من خودم تا به حال به اين موضوع فکر نکرده بودم که به چه چيزی اميد دارم---شما چطور؟

پاسات

اميد!آرزو!سامان!بهار!ترحم!محترم!ستاره!... .ديگه از اين کلمات چی مونده؟فقط يه اسامی که رو بجه ها ميزاريم.فقط و فقط مگه نه؟ديگه فرقی نداره نه اينجا نه اونجا.نه ساحل دريا و نه دشت و بيابون!

gharibeashena+mosafer

بخشيد يه سوال داشتم.مطالبي كه نوشتيد از كدوم ترجمه مسافر كوچولو است؟

نرجس

سلام سارا جون ...با اين که مطلبت رو خونده بودم دوباره اآمدم و خوندمش.......موفق باشی.

محسن

سلام ... جالب بود ٬ ببخشيد يه کم حالم خوب نيست ٬ وگر نه کاملاْ نظر می دادم ... !!!

soshiant

سلام سارا جان. جالب بود. طريقه لينکيدن رو هم تو وبلاگم گذاشتم . اميدوارم که اين دفعه ديگه ياد بگيری.

زوربا

نميخواهی اپديت کنيد و ما رو هم از افاضاتتون بهره مند کنيد/............؟ برقرار باشيد.

محسن

سلام ... کشتی منو ٬ نوشتم ... !!!

nazila hengameh

salam ghashang minevisid be ma ham besarid khoshal mishim birya.persianblog.ir