بوی باران!

 

اي كه بوي باران شكفته در هوايت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ياد از آن بهاران كه شد خزان به پايت

شد خزان به پايت بهار باور من

سايه‌بان مهرت نمانده بر سر من

جز غمت ندارم به حال دل، گواهي

اي كه نور چشمم در اين شب سياهي

چشم من به راهت هميشه تا بیايي

باع من بهارم بهشت من كجايي؟

جان من كجايي كجايي كه بي‌تو دلشكسته‌ام

سر به زانوي غم نهادم به گوشه‌اي نشسته‌ام

آتشم به جان و خموشم چو ناي مانده از نوا

مانده با نگاهي، به راهي، كه مي‌رود به ناكجا....

اي گل آشنا            بي‌قرارم بيا              واي از اين غم جدايي

                                               

                                                          قيصر امين‌پور

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زنده به گور

... شعر امين پورو خوندم .... چيزی ندارم بهت بگم.... عرضی نيست

zorba

سلام--این شعر رو با صدای هایده گوش کردی؟

zorba

والله گفتم فعلا از زیر مشت و لگد رفقا بیام بیرون تا سر فرصت بتونم اپدیت کنم...البته اونحسابی و این غیر حسابی همه اش به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره(چشمک)--در ضمن من تنبل هم نیستما شبها خودم تنهایی زباله ها رو میدم برادرم بذاره توی کوچه(نیش)

bahram

سلام وای از اين غم جدايی.....وبلاک زيبايی داری...تبريک ميگم...موفق باشی

گرافيك

سلام دوست عزيز..ممنون از تبريکت ..متاسفانه من جمعه نمی تونم بيام انشالا دفعات هم حتما همديگرو می بينيم

گرافيك

ای وای ببين من تازه الان دو زاريم افتاد که تو کدوم بودی... ببخشيد پيريه و هزار درد مادر

zorba

چه کنم دیگه ؟؟؟!!!باید کمر این بدن رنجور رو زیر این بار گران خم کنم و شکوه ای به زبان نیارم----

حبيب

... خواستگاه و شکل بدوی بازی زبانی، نوعی واکنش است . اشکال پيچيده نخست بر اين پايه است که می توانند رشد کنند.

سحر

سلام سارا جان....من عاشق اين شعر هستم....لذت بردم عزيزم....باز هم بابت لينک ازت ممنونم....فردا آپديت می کنم.....حتما بيا خوشحالم ميکنی....موفق باشی

asal

سلام سارا جان وب لاگ خوبی بود راستی از راديو چه خبر؟