جريان زندگی!!!

زندگی همچون جويباری است که می‌گذرد

در جريان اين جويبار هر لحظه با چيزهای تازه‌ای آشنا می‌شويم...

دوستی، عشق، فداکاری، گذشت، بغض، حسد، کينه...

پويای زندگی بسان رودی می‌ماند

که از حرکت و تلاطم و جوش و خروش نمی‌افتد...

زندگی هر روز برای ما تجربيات و درس‌های تازه‌ای را به ارمغان می‌آورد...

من زندگی را دوست دارم

و حوادث  رويدارهای روزمره را ارج می‌نهم...

من عاشق يادگرفتن هستم

و زمانيکه زندگی نکته‌ای تازه به من می‌آموزد خرسند می‌شوم

من آموخته‌ام که ببخشم و مهربان باشم

من آموخته‌ام که به همنوع خود محبت کنم

من آموخته‌ام که عشق بورزم

حتی اگر صدها بار به زمين بخورم

دوباره بلند می‌شوم و از نو شروع می‌کنم

در جريان و روند زندگی‌ام

با احساسات متفاوتی روبرو بوده‌ام: عشق، دوست داشتن، اميد، نااميدی و حتی تنفر

اما همه آنچه که در تمام اين سال‌ها برای من اتفاق افتاده درس‌های آموزنده‌ای آموخته‌ام

درس‌های که هر کدام به اندازه يک دنيا برای من ارزش دارد....

( اين متن رو حدود يک ماه پيش يه شبی از شب‌های پائيزی نوشتم...)

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سامان (شهر فرنگ)

سلام ساراي عزيز .. اول از همه بايد بگم شرمندم كه سر نميزنم ... در مورد مطلبت هم واقعاً فقط ميتونم بگم عالي بود .. مرسي ...

Pedydeth.....Crazy

راستش هروقت به يه بنده خدايي ميگفتم پس كي ؟ ميگفت يه روز سرد پاييز ! بدجوري يادش رو تو دلم زنده كردي ! يادش بخير !

سحر

سلام سارای عزيز .... زندگی زيباست وقتی محبت به آن گرمی می بخشد ...زندگی زيباست وقتی مهربان باشيم .... اميدوارم هميشه شاد و با طراوت به زندگی نگاه کنی ..به من سر بزن دوستت دارم .

احسان

سلام خوبی؟ببخش که دير سر زدم آپ کردم تونستی بيا

zorba

ميگن جديدا يه گذر به اسم لوطی سارا نامگذاری کردن...چون گذر لوطی صالح کم کم از دهنها داشت ميفتاد......

پاسات

صنعت مكن كه هركه محبت نه راست باخت / عشقش بروي دل در معني فراز كرد/فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد / شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد

zorba

بابا اين پاسات کولاک ميکنه هر جا که ميری.. در مورد نور علی نور هم که گفتی فعلا که توی ظلمت داريم دست و پا ميزنيم..تا بينم کی ميرسم به نور و بعد نوری علی نور و بعد نور علی کل نور و نور علی کل شئی نور و .....برقرار باشيد

حمید حمیدی

وبلاگ قشنگی داری اما متاسفانه من نتونستم مطالب سمت راست وبلاگ شما رو ببینم اگر میتونستم بخونم لااقل حرفی هم برای گفتن داشتم شرمنده موفق باشی قربانت حمید

ردرانر

سلام سارا جونم امروز کجا بودی ؟؟؟؟؟؟؟ صداتو نشنيدم دلم برات تنگ شده ............

پاسات

زندگی ميگن برای زنده هاست، اما خدايا هر چی ما دنبال زندگی دويديم، نرسيديم