اشک
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سپاس بر خالق اشک، مرهم دل های زخم خورده

grazie a creatore di lacrime, conolazione dei cuori a pezzi ... 


 
درد بی درمان
ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بعضی حرفها گفتنی نیست

بعضی دردها درمان شدنی نیست

آخ چه غوغایی تو دلمه ...


 
آسمان
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ اسفند ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:
داشتم به آسمون پر ستاره نگاه می کردم و با خودم فکر کردم که با تمام بی عدالتی ها و زشتی هایی که زیر سقف آسمونه و با وجود تمام آدم هایی که سهم خودشون رو از زمونه نگرفتن حداقل همه به یه اندازه از زیبایی ها و ستاره های آسمون سهم می برن
هرچند آسمون شهر ما رو اونقدر غبار گرفته که حتی یه سناره هم سهم آدماش نمیشه :(((((

به امید روزهای پر ستاره ...

 

داشتم به انسان و این کلمه هم فکر می کردم و اینکه چرا واسه ما آدم ها عذر خواهی اینقدر سخته چر اینقدر سخته تو چشمای طرف نگاه کنم و بگیم منو ببخش اشتباه کردم چرا لفمه رو دور سرمون می پرخونیم و از خدا و پیغمبر و شیطان و ... مایه می ذاریم ؟؟؟




 
عاقل و دیوانه
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

عاقل مشو که غم دیگران خوری دیوانه شوکه دیگران غمت خورند


 
تاسف
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نمی دونم چرا گاهی آدم ها رو نمی فهمم

اما یه چیزو خوب می فهمم

که حالم بد میشه از آدمای خودخواهی که خودشون هم نمی دونن از زندگیشون چی می خوان

از آدم هایی که به دلیل و با دلیل به خودشون  اجازه می دن هر موقع دوست دارن بیان هر موقع دوست دارن برن

هر موقع می خوان پیدا میشن هر موقع می خوان ناپدید می شن

تو رو به حال خودت نمی ذارن

به خودشون اجازه شوخی می دن اما اگه باهاشون شوخی کنی ناراحت می شن

هیچ دلیلی برای کاراشون نمیارن و کاری جز تولید علامت سوال ندارن

این وسط بیشتر از اینکه حالم از اونا بد بشه حالم از خودم بد میشه که اشتباهاتمو تکرار می کنم سعی می کنم خوب باشم و دلی رو نشکنم

بسه دیگه دیگه کافیه

من برای همیشه میرم برای همیشه و اگه یه روزی پیدام شد واسه دل خودمه نه واسه هیچ کس دیگه

اونقدر از دستتون کشیدم که فراری شدم حالا دیگه خواهشا همتون دست از سرم بردارین

نه توضیح می خوام نه طلب عفو و مغفرت

فقط می خوام به حال خودم گذاشته بشم

امیدورام دلتون شاد و تنتون سالم باشه و عذاب وجدان سراغتون نیاد


 
ماه
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

وفای به عهد

Only you can hear my soul
Only you can hear my soul

 

ماه

ای ماه چندتا هستند ترانه هایی که طنین می اندازند؟

آرزوهایی که از طریق قرن ها آسمان را در نوردیده اند برای اینکه به تو برسند

تو پناهگاهی هستی  برای شاعرانی که نمی نویسند و اغلب عقلشون رو از دست می دهند

تو آه کسانی رو که به شدت رنج می برند را دریافت می کنی

و به هر روح (روانی) یک رویا هدیه می دهی

ای ماه که الان داری منو نظاره می کنی

فقط تو هستی که قادر به شنیدن روح (روان) من هستی

ای ماه که زمان جاودانه و راه باریک حقیقت را می شناسی

درون قلب من نور بیشتری بتابان                                                                 

این قلب انسانی که نمی دونه، نمی دونه

نمی دونه که عشق می تونه رنج و محنت رو پنهان کنه

و همانند آتش می تونه روح تو رو بسوزاند


ای ماه تو آسمان و و بیکرانی آن را روشن می کنی

و به ما فقط اون نیمه ای رو که می خوای نشان میدهی

همان روشی که اغلب ما به کار می گیریم

فرشته های سفالی پرواز نمی کنند

جانهای کاغذی که آتش می گیرند

قلب هایی که مانند برگ درخت هستند و می ریزند

آرزوهایی که از هیچ ساخته شده اند که ناپدید می شوند

فرزندان زمین و فرزندان تو که می دانی

که عشق می تونه رنج و محنت رو پنهان کنه

مانند آتشی که روح را می سوزاند

اما با عشق است که قلب ما نفس می کشد

و نیرویی است که تمام، حرکت است و روشنایی می بخشد


 
چرا
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:


تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما سیب نداشت


 
من تو را می بینم
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

یک سال دیگه گذشت البته از نوع میلادیش و سال نو یواش یواش از راه رسید و خودشو تو دلها جا کرد...

نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده سالی رو که گذشت مرور کنید و اتفاقات مهم سرنوشت سازتون رو به خاطر بیارید ... تا حالا شده خاطرات خوشایند و ناخوشایندتون رو مرور کنید ...

و ببینید لحظه هایی رو که حال شما رو و آدمی رو که آلان هستید ساختند. ..

من این کار رو کردم خیلی هیجان انگیزه و می تونم بگم به آنچه که هستم افتخار می کنم

برای همتون سالی خوش و سال با شکوهی رو آرزومندم ...


 
خانواده
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

ohaya mean family and family means nobody gets left behind or forgotten

جمله بالا برگرفته از یکی از کارتون های والت دیزنی است.

ضمنا می خواستم بگم دلم از هر چی آدم ریاکار و دروعگوست بد میشه (جمله ربطی به موضوع نوشته نداره ولی از اونجا که دلم می خواست بگم گفتم تازه نمی دونم دوباره کی می نویسم.)

 

 


 
وطن
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

...

 


 
← صفحه بعد